تبلیغات
ریاضیات شگفت انگیز

ریاضیات شگفت انگیز
به نام حضرت دوست که هرچه دارم از اوست 

روزی دو نفر سوار بر بالن در آسمان پرواز می کردند که ناگهان ابری عظیم جلویشان سبز شد. به داخل ابر رفتند و مسیر خود را گم کردند. وقتی از ابر بیرون آمدند ، بالای قله کوهی بودند و از بالا مردی را دیدند که روی قله نشسته و در حال فکر کردن است. یکی از آنها به مرد گفت: «هی آقا ما الان کجا هستیم؟»

مرد جوابی نداد و دوباره ابر آمد و آنها را در خود فرو برد. مدتی گذشت و آنها از ابر بیرون آمدند و دوباره همان مرد را در حال تفکر دیدند. باز از او پرسیدند: «آقا ما الان کجا هستیم؟»

مرد سرش را بلند کرد و گفت: «شما در بالن هستید

یکی از دو بالن سوار به دیگری گفت«شرط می بندم این مرد ریاضی دان است!»

دیگری پرسید: چرا؟ و او گفت: « به سه دلیل: اولا خیلی فکر کرد تا جواب بدهد ، ثانیا ساده ترین جواب ممکن را داد ، ثالثا اصلا به کاربرد جوابی که داد فکر نکرد!»


[ شنبه 14 تیر 1393 ] [ 22:01 ] [ آذین عزیز ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

سلام دانشمندای آینده
ما نمی خوایم بازم مثل مدرسه ریاضیو سختیاشو یادتون بیاریم
این وبلاگ زدیم تا چیزای قشنگ وجالب ریاضی یادتون بدیم
نظر سنجی
ریاضی وبش چطوره؟






آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب